رادین و پایان سه ماهگی....
نهم بهمن ماه
عزیز مامان، امروز 90 روز از یکی از بهترین لحظه های زندگیم، روزی که خدا نعمت مادرشدن رو نصیبم کرد و یکی از فرشته هاشو به ما هدیه داد میگذره.
خیلی زود نود روز از سه نفره شدن ما گذشت.
من با داشتن تو و باباحمیدرضا خوشبختیم تکمیلههههه.
اینم چندتا عکس از سه ماهگی عشق پاییزیمون......![]()
رادین در حال هاپو سواری و گویا قایم- موشک

رادین در حال عشوه گری.الهی مامان فدای اون ژست خوشمزه ات بشه.....

پسرم پرسپولیسیه با اون جورابای قرمزش.

رادین و آقا خرسه..... رادین این عروسکشو خیلی دوست داره و خیلی بهش نگاه میکنه....شاید به خاطر رنگشه!

اینجا هم ساعت 6:30 بعداز ظهره و بابا جون اومده دنبالمون و حاضر شدی که بریم پیش دکتر ذبیحی برای چک ماهیانه.
اصلا توی راه نخوابیدی و کلی هم سرحال بودی.
وقتی دکتر داشت معاینه ات میکرد کلی بهش خندیدی.
خدا رو شکر قد و وزنت عالی بود.
دکتر هم گفت هیچ نیازی به شیر کمکی نداری چون روند رشدت عالیه.خدا جوونم شکرت.
در ضمن اصلا دوست نداری کلاه سرت کنم و به محض اینکه کلاه سرت میکنم حسابی عصبانی میشی.اما مامان جوونم هوا خیلی سرد شده، چاره ندارم.دیگه ببخشید



رادین و پایان سه ماهگی.... 
